چشمهايت را ببند!

19 04 2008

سلام به دوستان،

نوشته ای که می خوانيد، شکايتی مختصر است از کسانی که ادعای عشق می کنند … با نام «چشمهايت را ببند«

پيروز باشيد





و اما ترانه:

19 04 2008

درست است که:

    متن ترانه می تواند يک شعر باشد

و يا:

  شعر می تواند متن ترانه ای شود

اما به نظر من تفاوتی ميان شعر و متن ترانه است که تنها نويسندۀ آن می داند …

 … نه به همين سادگی اما،

  ساده ترين و مهمترين شاخص تمايز اين دو آن است که نويسندۀ ترانه، در هنگام نوشتن، آن را همراه با نوايی موسيقايی زمزمه می کند.

هر بار که ترانه می نويسم و آن را زمزمه می کنم، صميميت و راحتی خاصی را در محيط پيرامون خود احساس می کنم و به سبب آن از نوشتاری “خودمانی” بهره می جويم ….

برای ديدن ترانه ها به  بلاگ ترانه  برويد…





نوشته ای در حيرت جبر و اختيار: «حيرت»

23 03 2008

سلام به دوستان،

در اين نثر با نام «حيرت» تضاد جبر و اختيار در گويشی نااميدانه توصيف شده است…

همواره اميدوار باشيم.





قصيده ای در نقد جامعه کنونی: » اتاق تنهايی»

23 03 2008

سلام به دوستان، عيد نوروز بر همگی مبارک،

شعری که نوشته ام «اتاق تنهايی « نام دارد که در آن به صورت تمثيلی، شخصی نااميد از جامعه به انتقاد از آن می پردازد.

 با آرزوی سالی پر از سرور و سعادت در هفت سين زندگيتان،

سرافراز باشيد





غزلی درباره جدايی: «نرو»

6 03 2008

سلام به دوستان

به توصيه دوستان فارسی می نويسم.

آنچه نوشته ام غزلی به نام «نرو» است که در آن عاشق عاجزانه نرفتن معشوقش را که درخواست می کند و گويی صدايش را کسی نمی شنود. اينجا کليک کنيد:  نرو

پاينده باشيد





مثنوی در توصيف «سر زندگی»

2 03 2008

با کليک کردن روی «سر زندگی» ميتوانيد مثنوی از من در توصيف ساده زندگی ببينيد.

سربلند باشيد





نوشته ای از من در آرزوی صلح: «در ماورای تاريکی»

1 03 2008

در ماورای تاريکی

سلام به دوستان،

لينک بالا يک شعر با نام «در ماورای تاريکی» است که به درخواست وجود صلح و آرامش در جهان نوشته ام.

پيروز باشيد.








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.